۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

تداوم مخالفت با مرخصی حسین رونقی در پی دومین عمل جراحی


خبرگزاری هرانا - مسئولان کماکان از مرخصی حسین رونقی ملکی که امروز شنبه، بیست و یکم خردادماه برای دومین بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است، ممانعت به عمل می‌آوردند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دومین عمل جراحی حسین رونقی ملکی که امروز شنبه صورت پذیرفت، موفقیت آمیز توصیف شده است.
پزشکان و حتی مسئولان بهداری زندان گفته‌اند وی بایستی در منزل و تحت استراحت قرار گیرد اما قاضی پیرعباسی و بازجویان وزارت اطلاعات کماکان مانع از مرخصی وی می‌شوند. این در حالیست که در زندان هیچ امکاناتی برای استراحت جهت بهبودی وجود نداشته و ممکن است کلیه‌های وی دچار عفونت شود که در این صورت امکان درمانی نیز، وجود ندارد.

گفته می‌شود یکی از کلیه‌های وی ۸۰ درصد و دیگری ۲۰ درصد دچار از کار افتادگی شده بود و این عمل در ادامهٔ عمل اول که چندی پیش انجام پذیرفت، بوده است.
از سوی دیگر و بر اساس آزمایشات صورت گرفته، کیسهٔ صفرا این زندانی سیاسی نیز به دلیل استفاده از آب ناسالم در طول مدت بازداشت در انفرادی بند ۲ الف دچار سنگ صفرا شده و نیاز به عمل جراحی دارد.
شایان ذکر است که مسئولان در حالی که این فعال حقوق بشرِ دربند ماه ها از نارسایی کلیوی در رنج بود، از عمل جراحی وی در بیمارستانی خارج از زندان ممانعت به عمل می آوردند.

علی نجاتی برای چندمین بار محاکمه خواهد شد


خبرگزاری هرانا - علی نجاتی کارگر اخراجی نیشکر هفت تپه و از اعضای هیات مدیرهٔ سندیکا کارگران نیشکر هفت تپه برای چندمین بار برای یک اتهام تکراری که پیش‌تر بابت آن حبس کشیده، در روز شنبه ۲۱ خردادماه ۹۰ و در شعبهٔ ۱۳ دادگاه تجدید نظر در شهر اهواز محاکمه خواهد شد.
به گزارش وبسایت کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، علی نجاتی پس از تحمل دورهٔ شش ماههٔ زندان، باز هم به بهانهٔ همین اتهام دادگاهی شد که به دلیل تکراری بودن اتهام، دادگاه ناچار به تبرئهٔ وی شد.
این در حالیست که مجددا با شکایت دادستان و با اعمال فشار مقامات امنیتی به رای برائت برای وی اعتراض شد و نهایتا پرونده برای بررسی به مرکز استان و به دادگاه تجدید نظر ارسال شد. در زمان دادرسی پیشین به دلیل سکتهٔ قلبی نجاتی دادگاه به تعویق افتاد و اکنون برای چندمین بار، در حالی وی را محاکمه می‌کنند که به دلیل نارسایی قلبی و گرفتگی عروق و در اثر چند عمل جراحی در قلب از نظر جسمانی در حالت نابسامانی به سر می‌برد.
نجاتی در بیش از دو سالی که به دلیل نمایندگی کارگران و انتخاب به عنوان عضو هیات مدیرهٔ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه تحت فشار و زندان و پیگرد قضایی و از کار اخراج بوده از نظر معیشتی در تنگنا بوده است؛ اکنون نیز دستگاه‌های قضایی و امنیتی برای اعمال فشار بیشتر به او وخانواده‌اش و جلوگیری از فعالیت‌های او در راستای احقاق حقوق کارگران برای چندمین بار برای اتهامی که وی بابت آن حبس کشیده است وی را محاکمه می‌کنند.

دکتر فریبرز رئیس دانا به یک سال حبس تعزیری محکوم شد


خبرگزاری هرانا - دکتر فریبرز رئیس دانا، اقتصاددان و عضو کانون نویسندگان ایران، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این در حالی است که در متن حکم ابلاغی از سوی دادگاه، با استناد به گزارش وزارت اطلاعات، اتهامات وی به شرح زیر مطرح شده است:

عضویت در کانون غیر قانونی نویسندگان، تنظیم بیانیه‌های جریان فتنهٔ ۸۸، بیانیه علیه نظام و تبلیغ چهره‌های وابسته به گروهک‌های چپ و مارکسیستی همانند صمد بهرنگی و خسرو گلسرخی، شرکت در مراسم سالگرد محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، صدور بیانیه علیه سانسور، مصاحبه با رسانه‌های بی‌بی سی و صدای آمریکا، متهم کردن جمهوری اسلامی به آزار و تجاوز و شکنجه زندانیان، فرمایشی قلمداد کردن دادگاههای جمهوری اسلامی
گفتنی است که این استاد اقتصاد دانشگاه تهران از امروز به مدت ۲۰ روز فرصت دارد که خود را به دادگاه معرفی کند و یا اعتراض خود نسبت به حکم را اعلام نماید.
دکتر فریبرز رئیس دانا در اواخر آذر ماه سال گذشته از سوی مامورین امنیتی در منزل خود بازداشت شده بود که پس از یک ماه بازداشت، به طور موقت از زندان آزاد شد.

تكرار كودك آزاری در سكوت مسئولان/ دست "حديثه" قطع شد


خبرگزاری هرانا - درست‌‌ همان روزهایی که اخبار تلخ کودک‌آزاری "هانیه"، افکارعمومی را درگیر کرده بود، در گوشه دیگری از شهر، دست راست دخترکی پس از ضرب و شتم شدید از سوی پدرش و سهل‌انگاری در مداوا، علیرغم انجام ۹ عمل جراحی از آرنج قطع شد.
به گزارش ایسنا، شیرین صدر نوری ـ مددکار انجمن حمایت از حقوق کودکان ـ درباره جزئیات این پرونده، اظهار کرد: آن گونه که "حدیثه" گفته است، در واپسین روزهای فروردین ‌ماه امسال زمانی که مشغول ارسال پیامکی از تلفن همراه خود بود، پدر و پدربزرگش نسبت به او حساس شده و او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، و از آن زمان است که دردهای مکرر دست راست حدیثه آغاز می‌شود و مراجعه به شکسته‌بند خانگی توسط مادربزرگش هم فایده نداشت.

وی با اشاره به اینکه حدیثه فرزند طلاق است و حضانت او با مادرش بود، گفت: حدیثه به صورت موقت و تا پایان ایام امتحانات به همراه دو برادر کوچکترش نزد پدرش زندگی می‌کرد، پدری که سابقه اعتیاد را در پرونده زندگی خود دارد.

صدر نوری گفت: "با گذشت دو هفته درد دست حدیثه نه تنها قطع نشد بلکه در ۱۱ اردیبهشت‌ماه به دلیل تشدید درد، پدرش او را به بیمارستان فیاض‌بخش منتقل می‌کند، اما بنا به گفته حدیثه، به دلیل هزینه درمان، پدرش او را به خانه بازمی‌گرداند."

به گفته وی، پدر حدیثه چهار روز بعد و زمانی که دست او تا بالای مچ سیاه شده بود، او را به بیمارستان شفای یحیاییان منتقل می‌کند.

مددکار انجمن حمایت از حقوق کودکان ادامه داد: حدیثه زمانی به بیمارستان شفا یحیاییان منتقل شد که این عضو بدن او از بین رفته بود و علیرغم تلاش پزشکان و قراردادن دست او در یخ برای احیای عضو، در ‌‌نهایت پس از انجام ۹ عمل جراحی ناموفق، ناچار به قطع دست او از آرنج می‌شوند.

صدرنوری در ادامه، به گذشته زندگی خانوادگی حدیثه پرداخت و با بیان اینکه پدر و مادر حدیثه از یکدیگر جدا شده بودند، عنوان کرد: "در حالی که قاضی پرونده حضانت حدیثه و دو برادر کوچکترش را به علت عدم صلاحیت پدر، به مادر سپرده بود، اما از آنجا که مادر در تهران جایی برای سکونت نداشت، به همدان نزد اقوام خود می‌رود و قرار بوده که بچه‌ها نیز تا زمان اتمام ایام امتحانات نزد پدرشان بمانند. اما این فاجعه در ایام غیبت مادر رخ می‌دهد."

مددکار انجمن حمایت از حقوق کودکان با اشاره به کوتاهی و سهل‌انگاری پدر و همچنین مادری که به تماس و شکایت‌های ناشی از درد کودکش توجه نمی‌کند، افزود: "با توجه به سابقه بیماری عفونی حدیثه، والدین باید نسبت به درد این دخترک حساسیت بیشتری نشان می‌دادند، چرا که بنابر اظهارنظر پزشکان معالج وی، این احتمال وجود دارد که ضرب و شتم «حدیثه» منجر به آسیب‌دیدگی عروق دست وی شده و در ‌‌نهایت، گسترش عفونت در دست راست او به دلیل غفلت از مراجعه به پزشک، منجر به قطع دست وی شده باشد."

صدر نوری با اعلام پذیرش وکالت این پرونده از سوی انجمن حمایت از کودکان، عنوان کرد: "با توجه به مدارک موجود، در حال تنظیم دادخواستی علیه پدر حدیثه هستیم و این موضوع را از طریق مراجع قضایی پیگیری می‌کنیم."

و امروز حدیثه در حالی در کنار هانیه، نیما و باربدی که دیگر در میان ما نیست، قرار می‌گیرد که شمار اخبار کودک‌آزاری‌ها در جامعه رو به افزایش است.

فریادهای این کودکان در ضعف‌های قانونی و اعتباری به گوش‌ مسئولان ذیربط نمی‌رسد یا آن را هم می‌توان به گردن مشکلات فرهنگی و اقتصادی جامعه انداخت و وجدان خود را آرام کرد؟

بازداشت یک فعال کارگری در تبریز


خبرگزاری هرانا - یک فعال کارگری از سوی دستگاه قضایی بازداشت و به زندان مرکزی تبریز منتقل شد.

به گزارش تارنمای کارگران ارومیه، شاهرخ زمانی کارگر نقاش از اعضای سندیکای نقاشان و عضو کمیته پیگیری ایجاد سندیکای نقاشان در تاریخ هفدهم خرداد دستگیر شده و به زندان تبریز انتقال یافت.

وی هم اکنون در زندان تبریز نگهداری می‌شود.

قاسم شعله سعدی، از دسترسی به امکانات پزشکی مناسب محروم است


خبرگزاری هرانا - دکتر قاسم شعله سعدی، که از ۱۴ فروردین گذشته در زندان اوین نگهداری می‌شود، از عارضه دیسک کمر به شدت رنج می‌برد.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این نماینده شیراز در مجلس سوم و چهارم شورای اسلامی، به دلیل ضایعه نخاعی و دیسک کمر قادر به حرکت به صورت عادی نیست و نیاز به مداوای فوری و تخصصی پزشکی دارد. این در حالی است که وی تنها چند بار از سوی درمانگاه زندان اوین مورد معاینه قرار گرفته است.
دکتر قاسم شعله سعدی، یکی از چندین زندانی سیاسی است که از حق ابتدایی خود برای رسیدگی پزشکی مناسب محروم است. گزارش ها و اخبار منتشر شده حاکی از آن است که هاشم خواستار، محسن صفایی فراهانی، مهدی محمودیان، زهرا جباری، فرح واضحان، فاطمه رهنما، ابوالفضل عابدینی نصر، حامد روحی‌نژاد، هادی عابدباخدا، محمد سیف‌زاده و… نیز در شرایط مشابهی قرار داشته و از دسترسی به امکانات پزشکی مناسب محروم هستند.

۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

گزارش آماری نقض حقوق بشر – ویژه اردی بهشت ماه ۹۰

خبرگزاری هرانا - بر اساس گزارشات گردآوری شده از سوی نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در محدوده زمانی اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ که از سوی منابع دولتی یا مستقل انتشار یافته است در طی محدوده زمانی مذکور ۲۶۴۰۴ نقض حقوق بشر در ۳۱۲ مورد به صورت مستقیم از سوی حکومت ایران یا بر اساس سیاستگذاریهای دولتی منتهی به نقض حقوق بشر به طوری که مفاد مقاوله نامه یا معاهدات حقوق بشری را نقض کرده باشد به ثبت رسیده است، که نسبت به ماه مشابه سال قبل ۳۶% کاهش و نسبت به ماه قبل نیز ۳۴% افزایش داشته است.

بدیهی است گزارشاتی که در پی می‌آید با توجه به عدم اجازه دولت ایران به فعالیت مدافعان حقوق بشر با درصد کمی از خطا همراه خواهد بود، همچنین باید در نظر گرفت که به همین دلیل، مجموع گزارشات گردآوری شده تنها بخش کوچکی از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران است.
نمودار زیر مقایسه گزارش ماهانه بر اساس گستره رسته‌ها در اردیبهشت ماه ۹۰ است که بر این اساس زندانیان با ۳۴% و حوزه اندیشه و بیان با ۱۲% به ترتیب در رتبه اول و دوم تعداد موارد گزارش شده از سوی گزارشگران نقض حقوق بشر قرار دارند.



هم چنین در ذیل می‌توانید نمودار دایره‌ای مربوط به مقایسه استان‌ها و حجم گزارشات ثبت شده که رابطه مستقیمی با توان گزارشگران حقوق بشر در ایران دارد را مشاهده نمائید.


مشروح آمار بر اساس تفکیک حوزه‌ها

کارگران
در اردیبهشت ماه امسال، ۱۲۲۲۸ گزارش نقض موردی حقوق کارگران در ایران، توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ثبت شده است.
۱۱ اردیبهشت ماه مقارن با یکم می‌، روز جهانی کارگر در رابطه با بزرگداشت این روز شش فعال کارگری از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و ۱۱ تن از ایشان به دفا‌تر حفاظت اطلاعات احضار شدند.
بر اساس گزارش‌های منتشر شده در اردیبهشت ماه، دستکم ۶۰۸ کارگر توسط کارفرمایان به علت تعدیل نیرو از کار اخراج شدند. این در حالیست که ۱۰۳۰۳ مورد بیکاری نیز به دلایل متعدد منجمله تعطیلی کارخانه‌ها به طو ری که موجب نقض حقوق تعیین شده کارگران در مقاوله نامه‌های مربوطه شده گزارش گردیده است.
همینطور، در این ماه ۴ اعتصاب کارگری نیز برپا شد که عمدتا به دلیل مطالبات صنفی از قبیل اعتراض به عدم دریافت حقوق معوقه که بر اساس گزارش‌ها گا‌ها به ۳۲ ماه هم می‌رسید بود.
لازم به ذکر است به علت نبود ایمنی کافی در محیط کار چندین سانحه روی داده و بر اثر آن دستکم ۱۱ کارگر کشته و ۵ تن زخمی شدند.
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق کارگران ۲۳% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۲۶% را شاهد بوده‌ایم.

اقلیت‌های مذهبی
در طی ماه گذشته تعداد ۳۷ گزارش نقض موردی حقوق اقلیت‌های مذهبی در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسید.
این آمار مربوط به بازداشت ۵ تن از شهروندان با گرایش‌های مذهبی غیر از اسلام شیعی و احضار ۲۰ تن از ایشان بود.
هم چنین دستگاه قضایی به محاکمهٔ یک شهروند مسیحی و صدور حکم برای دو تن از بهاییان پرداخت..
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی ۸۵% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۲۵% را شاهد بوده‌ایم.

اقلیت‌های قومی-ملی
در اردیبهشت ماه، تعداد ۱۷۱ گزارش نقض موردی حقوق اقلیت‌های قومی یا ملی در ایران توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسیده است.
طبق گزارشات گردآوری شده در ماه گذشته دستکم ۱۱۹ نفر در حوزه اقلیت‌های قومی یا ملی بازداشت شدند. این در حالیست که ۱۸ تن دیگر نیز توسط دستگاه قضایی مورد محاکمه قرار گرفتند و ۲۱ تن از سوی دادگاه‌های انقلاب جمعا به ۳۸۸ ماه حبس تعزیری و ۱۸ ماه حبس تعلیقی محکوم شدند.
هم چنین ۷ شهروند در حوزهٔ مذکور به دست نیروهای انتظامی- امنیتی کشته شدند که عمدهٔ این افراد از کولبران و افراد کاسبکار در مناطق مرزی غرب کشور بودند.
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اقلیت‌های قومی ۳۰% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۷% را شاهد بوده‌ایم.

اصناف
در اردیبهشت ماه ۱۲۰۳۲ گزارش نقض موردی حقوق اصناف مختلف توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسیده است که از این رقم تنها ۱۲۰۰ مورد آن مربوط به بیکاری پزشکان عمومی ناشی از نقض قوانین کار در کشور بود.
بازداشت ۲ فعال صنفی، احضار دستکم ۲۰ نفر نیز از جمله موراد نقض حقوق ثبت شدهٔ اصناف در اردیبهشت ماه است.
هم چنین در این حوزه ۵ نفر نیز از سوی دادگاه‌های انقلاب به ۱۳۲ ماه حبس تعزیریری، ۳۰ ماه حبس تعلیقی و ۶۰ ماه محرومیت از فعالیت در حوزه‌های کاریشان محکوم شدند.
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق اصناف ۸۲% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۷۶% را شاهد بوده‌ایم.

فرهنگی
در ماه گذشته، تعداد ۱۰۰۱ مورد گزارش نقض حقوق فرهنگی به ثبت رسیده است که عمده این آمار مربوط به جمع آوری هزار جلد کتاب از نمایشگاه بین المللی کتاب بوده است.
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق فرهنگی ۱۰۰% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز کاهش ۲۵۰ برابر را شاهد بوده‌ایم.

زنان
در اردیبهشت ۱۳۹۰، دستکم ۶ مورد گزارش موردی نقض حقوق زنان به ثبت رسیده است، که عمده این آمار مربوط به بازداشت یک تن از فعالین حوزهٔ زنان و ۳ مورد خودسوزی زنان در مناطق محروم به علت شرایط بد فرهنگی و سنت حاکم بر جامعه بوده است.
هم چنین یک پرستار زن نیز که به علت بدحجابی از کار اخراج شده بود، دست به خودکشی زد..
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق زنان ۳۳% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش۳۳% را شاهد بوده‌ایم.

کودکان
در ماه گذشته تعداد ۵ گزارش نقض موردی حقوق کودکان توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسیده است.
بر اساس این آمار ۲ کودک که در حین ارتکاب جرم سن قانونی نداشتند، در بندرعباس اعدام شدند. همینطور کودکی به علت مسائل معیشتی فروخته شد و دو کودک دیگر نیز مورد شکنجه والدین خود قرار گرفتند..
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل ثبت گزارشات نقض حقوق کودکان ۷۵% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز کاهش ۲۵% را شاهد بوده‌ایم.

اعدام
ظبق گزارشات موجود، در اردیبهشت سال جاری ۳۴ شهروند به چوبه دار سپرده شدند که از این تعداد دستکم ۱۱ نفر در ملاءعام اعدام شدند.
هم چنین دستگاه قضایی برای ۸ نفر دیگر نیز حکم مرگ صادر کرد که علت عمدهٔ صدور این احکام از سوی حکومت ارتکاب جرایمی چون قتل و تجاوز به عنف عنوان شده است.
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل اعدام ۴۱% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۴۱% را شاهد بوده‌ایم.

دانشجویان
در طی ماه گذشته تعداد ۱۱۱ گزارش از نقض موردی حقوق دانشجویان در سراسر کشور توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسیده است.
در این محدوده زمانی دستکم دو دانشجو بازداشت شدند و دو نفر دیگر نیز توسط شعب مختلف دادگاه‌های انقلاب مورد محاکمه قرار گرفتند. این در حالیست که دستگاه قضایی ۴۷ دانشجو را هم محکوم کرد که از این تعداد ۴۰ محکومیت مربوط به حوادث کوی دانشگاه تهران در خرداد ۱۳۸۸ بوده است.
هم چنین ۱۱ دانشجو نیز از تحصیل تعلیق و یا محروم شدند، ۱۳ تن اخراج شدند و ۱۱ دانشجو به دادگاه و یا دفا‌تر حفاظت اطلاعات احضار شدند.
۳ مورد تفکیک جنسیتی، ۱ مورد اخلال در تجمع و ۶ مورد ممنوع الورودی از دیگر موراد نقض حقوق دانشجویان در اردیبهشت بوده است.
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق دانشجویان ۱۲۴% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۶۶% را شاهد بوده‌ایم.

زندانیان
در اردیبهشت ماه سال جاری، ۱۲۱۳ مورد گزارش نقض حقوق زندانیان توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسیده است.
در این ماه دستکم ۵۰۰ تن از زندانیان محبوس در زندان تحت شکنجه قرار گرفتند و ۱۳ نفر از ایشان به سلول‌های انفرادی منتقل شدند.
این در حالیست که ۳۴ مورد اعمال محدودیت و ۵۵۰ مورد اعمال فشار و تهدید نیز به ثبت رسیده است.
از سویی در محدودهٔ زمانی مذکور ۹ زندانی نیز در اعتراض به شرایط نا‌مطلوب خود دست به اعتصاب غذا زدند.
۶۲ نقل و انتقال اجباری، ۷ مورد عدم دسترسی به وکیل، ۱۲ مورد بلاتکلیفی، ۲ مورد پرونده سازی و ۱ مورد نگهداری در محیط نامطلوب نیز از دیگر موارد ثبت شدهٔ نقض حقوق زندانیان در این ماه محسوب می‌شود.
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل نقض حقوق زندانیان ۱۶% نسبت به سال گذشته افزایش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز افزایش ۴۸% را شاهد بوده‌ایم.

اندیشه و بیان
در اردیبهشت ۱۳۹۰، تعداد ۴۷ مورد گزارش نقض موردی حقوق بشر در حوزهٔ اندیشه و بیان توسط واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به ثبت رسیده است.
بر همین اساس ۱۶ نفر از فعالین بازداشت و یک تن از ایشان به ادارهٔ اطلاعات احضار شد. هم چنین ۸ نفر نیز از سوی شعب مختلف دادگاه‌های انقلاب مجموعا به ۱۶۲ ماه حبس تعزیری، ۱۲ ماه تعلیقی و ۶۰۰ ماه محرومیت از فعالیت در حوزه‌های مربوطه محکوم شدند.
در همین حوزه ۳ نشریه و یا روزنامه نیز توقیف شدند و ماموران امنیتی مانع از برگزاری مراسم یادبود یک روزنامه نگار شدند.
طبق آمار فوق و با مقایسه آن در ماه مشابه سال قبل گزارشات نقض اندیشه و بیان ۲۳۴% نسبت به سال گذشته کاهش داشته است، هم چنین نسبت به ماه پیش نیز تغییری حاصل نشده است.

در پایان برای مقایسه آماری اردیبهشت ۹۰ با ماه مشابه سال قبل و ماه فروردین امسال، نمودار زیر را مشاهده کنید.

بلاتکلیفی پنج ماهه فرشید فتحی، شهروند مسیحی در بند ۲۰۹ زندان اوین

خبرگزاری هرانا – ماموران وزارت اطلاعات یک شهروند مسیحی را علی رغم گذشت بیش از ۵ ماه از زمان بازداشت همچنان در بند ۲۰۹ نگهداری می‌کنند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، فرشید فتحی شهروند مسیحی متولد ۱۳۵۸ و ساکن تهران که در یورش سازمان یافته به مسیحیان ایران در ۴ دی ماه بازداشت بود علی رغم گذشت بیش از ۵ ماه همچنان در سلول‌های بند ۲۰۹ و به صورت بلاتکلیف نگهداری می‌شود.
این زندانی که ماه‌های متمادی در سلول انفرادی نگه داری شده است هر هفته یکبار اجازه تماس تلفنی با خانواده خود دارد و علی رغم اتمام بازجویی‌ها تا کنون حکمی از سوی دادگاه انقلاب برای این زندانی صادر نشده است.
ماموران وزارت اطلاعات با اعمال فشار روحی از وی خواسته‌اند تا اعتراف نماید که چند بار و به چه کسانی بشارت آئین خود را داده است و با چه کسانی در خارج از کشور ارتباط داشته است.
فرشید فتحی از معدود افرادی است که علی رغم گذشت بیش از ۵ ماه در بازداشت وزارت اطلاعات بسر می‌برد، این در حالی که در یورش‌های سازمان یافته به کلیساهای خانگی در تهران و شهرستان‌ها دست کم ۶۰ نفر بازداشت و در ساعات اولیه نیمی از ایشان آزاد شدند.
بازجویان پرونده پیش‌تر در آزادی جمعی برخی از اعضای کلیساهای خانگی برای اعمال فشار روحی بر روی این زندانی وی را به صورت موقت آزاد کرده و در زمان خروج از بند ۲۰۹ وی را مجددا به سلول انفرادی منتقل کردند.
گفتنی است خانواده این زندانی به دلیل بازداشت ۵ ماهه وی دچار مشکلات عدیده مالی و روانی شده‌اند که این امر موجب فروش خانه پدری همسر ایشان برای ادامه زندگی نیز شده است.
فرشید فتحی دو فرزند خردسال به نامهای روزانا و باربد دارد که در طی ۵ ماه گذشته از پدر خود بی‌خبر هستند.
لازم به یادآوریست، در یورش گسترده نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در آستانه سال نو میلادی ده‌ها تن از شهروندان مسیحی عضو کلیساهای خانگی و برخی از رهبران کلیساهای خانگی و ساختمانی بازداشت و برخی از اعضای فعال این کلیسا‌ها به بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران منتقل شدند

مادر یکی ازافشاکنندگان جنایات کهریزک بعد از بیست و یکماه سکوت خود را شکست

خبرگزاری هرانا -  محمدحسین سهرابی‏راد، عضو ستاد مهدی کروبی که به اتهام یاری رساندن به داوری ،سر دبیر سایت سحام نیوز در تهیه فیلمی در مورد جنایتهای رخ داده دربازداشتگاه کهریزک جهت ارائه به قوه قضاییه و دفترآقای خامنه ای، توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده، نزدیک به دوسال است که در زندان بدون حق مرخصی بسر می برد. وی به ۴سال حبس تعزیری و۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است .وی در مدت حبس خود تحت فشارهای زیادی قرار گرفت و یکبار نیز بخاطر فشارهای وارده در زندان اقدام به خودکشی کرده است.
مادر وی با غیرعادلانه خواندن حکم صادره و رد اتهامات وارده به فرزندش می گوید: " به پسرم گفتند که تو دروغ گفته ای در حالیکه اگر پسرم دروغ گفته پس چرا خود هیئت تحقیق و تفحص از سوی مجلس عین حرفهای پسرم را تایید کردند یا حتی قاضی را در این پرونده برکنار کردند. سوال من این است که با این اوصاف کجای حرفهای پسر من دروغ بوده است؟ حرفهای پسر من که از کانالهای مختلف حتی کانالهای خود جمهوری اسلامی تایید شده است. اگر خاطرتان باشد خود آقای اژه ای هم به یکسری از این مسائل اشاره کردند و عده ای را در این رابطه دستگیر کردند و قاضی را هم برکنار کردند. پس این اتهامات مفهومی ندارد.از دادستان می خواهم که اگر می گویند فرزند من دروغ گفته پس هیئت تحقیق و تفحص مجلس هم که حرفهای پسر من را زدند دستگیر و زندانی کنند چون آنها هم حتما دروغ می گویند. و یا دوباره پرونده پسرم را بررسی کنند و حکم آزادیش را صادر کنند."
گفتنی است، بسیاری از بازداشت شدگان مربوط به اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و سرکوبهای پس از آن به بازداشتگاه کهریزک برده شده و تحت شکنجه و تجاوز قرار گرفته‌ و بدنیال آن چندین نفر جان خود را از دست دادند.
در ۱۸ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ مهدی کروبی در نامه‌ای به هاشمی رفسنجانی ازاو تقاضا کرد که در مورد تجاوز جنسی به زندانیان در کهریزک تحقیق شود. این زندانیان به علت شرکت در تظاهرات پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ زندانی شده بودند.
طرح این موضوع باعث واکنش‌هایی در بین مقامات ایران شد اما مهدی کروبی بار دیگر بر ادعای خود تاکید کرد و با ارائه مستنداتی نظیر فیلم ، CD، نظرات پزشکان و اسناد گواهی پزشکی قانونی از بازداشت شدگان آسیب دیده پس از انتخابات خواستار تشکیل کمیته ای ویژه جهت رسیدگی به تخلفات صورت گرفته پس از انتخابات در زندانهای ایران به ویژه بازداشتگاه کهریزک شد.
محمد داوری روزنامه نگار و سردبیر سایت سحام نیوز بهمراه محمد حسین سهرابی راد و مهدی محمودیان از افشاکنندگان فجایع کهریزک بودند که هم اکنون در زندان بسر می برند. این در حالی است که پنجاه و هفت تن از نمایندگان مجلس بدنبال گزارش کمیته حقیقت یاب در نامه ای خطاب به رؤسای دو قوه مجریه و قضائیه، خواستار برخورد جدی و بدون ملاحظه با عاملین و مسببین فاجعه کهریزک به ويژه سعيد مرتضوي دادستان وقت تهران شده بودند.
متن گفتگوی "جرس" با مادر محمد حسین سهرابی راد را با هم می خوانیم:

خانم سهرابی به چه اتهامی برای فرزندتان حکم صادر کردند؟
پسرم از فعالین دفتر آقای کروبی بودند که بدنبال قضایای کهریزک یکسری اطلاعاتی داشت و در خصوص فجایع کهریزک افشاگری کرد. در مصاحبه ای که انجام داده بود نوارش به دست اطلاعات افتاد بعد به جرم اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب توسط قاضی مقیسه ای محاکمه و به چهار سال زندان و هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم شد.
نظر وکیل در خصوص پرونده ایشان و اتهامات وارده چه بود؟
وکیل می گفت ما کاره ای نیستیم و حکم از قبل صادر شده است. با وجود تلاش های وکیل این حکم در دادگاه تجدید نظر تایید شد.
به پسرم گفتند که تو دروغ گفته ای در حالیکه اگر پسرم دروغ گفته پس چرا خود هیئت تحقیق و تفحص از سوی مجلس عین حرفهای پسرم را تایید کردند یا حتی قاضی را در این پرونده برکنار کردند. سوال من این است که با این اوصاف کجای حرفهای پسر من دروغ بوده است؟ حرفهای پسر من که از کانالهای مختلف حتی کانالهای خود جمهوری اسلامی تایید شده است. اگر خاطرتان باشد خود آقای اژه ای هم به یکسری از این مسائل اشاره کردند و عده ای را در این رابطه دستگیر کردند و قاضی را هم برکنار کردند. پس این اتهامات مفهومی ندارد. من از دادستان می خواهم که اگر می گویند فرزند من دروغ گفته پس هیئت تحقیق و تفحص مجلس هم که حرفهای پسر من را زدند دستگیر و زندانی کنند چون آنها هم حتما دروغ می گویند.
من به دادستان هم برای درخواست مرخصی نامه ای نوشتم و در آن اشاره کردم که خودتان حرفهایی می زنید که به آن عمل نمی کنید چرا که شما ادعای قانون و نظم دارید در حالیکه دادستانی اصلا نظم ندارد. اگر ملاقات حضوری حق است باید برای همه زندانیان باشد. من شاهدم که خانواده های زندانیان سیاسی مکررا برای ملاقات حضوری مراجعه می کنند و درخواستشان بی پاسخ می ماند و برخوردهای بین خانواده ها و مسئولین آنجا رخ می دهد.
چه برخوردهایی؟
انسان یک ظرفیت و صبری دارد نمی شود که خانواده ها هر روز به دفتر دادستانی مراجعه کنند و جوابهای گنگ دریافت کنند و بعد هم برخوردهایی صورت بگیرد که اصلا در شان دادستانی نیست.
شما تاکنون جوابی برای پیگیری هایتان گرفته اید؟
نخیر به من می گویند شما سر بزنید یعنی هر روز برو و بیا. خوب برای من امکان ندارد و خانواده هایی هم هستند که از راههای دور و شهرستان می آیند. خوب این که درست نیست. من از دادستان می خواهم به این مسائل رسیدگی کنند.

حال فرض را هم بر این بگیریم که فرزند من دروغ گفته باشد مجازاتش طبق قانون، چهار سال زندان نیست و این حکم غیرعادلانه است. من از دادستان می خواهم دوباره پرونده پسرم را بررسی کنند و حکم آزادیش را صادر کنند.
در این مدت بیست و یکماه حقوق پسرتان بعنوان یک زندانی رعایت شده است؟
در این مدت هر چه ما برای مرخصی ایشان اقدام کردیم موافقت نمی کنند حتی الان ملاقاتمان هم به شکل کابینی شده است.

وضعیت جسمی پسرتان چطور است؟

پسرم مشکل قلبی دارد و پزشک قانونی هم این مسئله را عنوان کرده و تجویز کرده بود که پسرم باید در بیمارستان بستری شود. البته در این مدت هم بر اثر استرس به بیمارستان منتقل شد اما الان برای رسیدگی پزشکی با مرخصی استعلاجی موافقت نمی کنند.
آنطور که من خاطرم است محمد حسین یکبار هم بر اثر فشارهای در زندان اقدام به خودکشی کرد؟
بله، اما همانطور که می دانید در ملاقات ها حرفهایمان شنود می شود و نتوانست دقیق ماجرا را تعریف کند. ما هم جزییات آنرا نمی دانیم. پزشک قانونی هم تجویز کرد که او افسردگی دارد.
بعد از این تجویز بود که پسرتان را به سلول انفرادی منتقل کردند؟
بله، باید از پزشکان پرسید که برای درمان افسردگی، بیمار را به انفرادی منتقل می کنند؟
از سختی هایی که در این دو سال متحمل شدید برایمان بگویید؟
محمد حسین تنها فرزند من و تمام زندگیم است اما مثل همه مادرهای دیگر که عزیزشان در بند است "تحمل" می کنم. اما از زمانیکه که پسرم در زندان است آواره هستم و تنها در خانه قرار ندارم.
چون فرهنگی بودم مادرم بیشتر اوقات پسرم را نگه می داشت و بشدت به او وابسته است الان هم که در قم زندگی می کند و بیمار است و آرزوی دیدن روی محمد حسین را دارد. بیست و یکماه است که او را ندیده است و از دلتنگی برای محمد حسین مدام گریه می کند. من از این تریبون به مسئولین و دادستانی می گویم مادر پیر من مادر شهید است و الان از دوری محمد حسین دارد از دست می رود یکبار دیگر پرونده را بررسی کنند و محمد حسین را آزاد کنند.
علت سکوت شما در این بیست و یکماه چه بوده و چرا الان این سکوت را شکستید؟
ببینید من به معاون دادستان هم گفتم ما می خواهیم قضایا در میان خودمان حل شود. زمانیکه فرزندم دستگیر شد به همه مسئولین اطمینان داشتم و به مقامات قضایی هم می گفتم من می خواهم کار فرزند من از طریق شما درست شود. اما الان دیگر به هیچکس اطمینان ندارم.
من تنها به ملاقات پسرم می روم تمام کارهایش را هم که پیگیری می کنم، تنها هستم تنهای تنها...
من خودم از افرادی هستم که هزینه های زیادی برای پیروزی انقلاب دادم تا عدالت و آزادی برقرار شود و دیگر احتیاج نباشد که کسی را داشته باشیم اما الان به ما می گویند چون شما کسی را در دستگاه حکومتی ندارید فرزندت نتوانسته به مرخصی بیاید.
من تنها این پسر را بزرگ کردم و یک فرهنگی هم بودم. در آموزش و پرورش هم از هر کس سوال کنید آنها بعنوان یک انسان ارزشی روی من حساب می کنند به علت اینکه به ارزشهایی که بخاطر آنها انقلاب کردیم پایبند بودم و تمام تلاشم هم این بوده که این ارزشها را در محل کارم پیاده کنم. الان هم وقتی به دنبال کار پسرم به دفتر دادستانی مراجعه می کنم بدنبال آن ارزشها می گردم و وقتی به آنها نمی رسم برایمان حتی از درد زندانی شدن فرزندم هم دردناکتر است.
علت کمرنگ شدن و از بین رفتن ارزشها را در چه می بینید؟
خوب واضح است که انقلاب از مسیر اصلی خودش "منحرف" شده است. البته هنوز افرادی در دستگاه حکومتی هستند که پایبند ارزشها هستند اما یکسری منفعت طلبی و قدرت طلبی حاکم شده که متاسفانه باعث انحراف انقلاب از مسیر اصلی خودش شده است.
به قول مادر یکی از شهدا آخرتی هم وجود دارد. من فکر می کنم خون شهدا در رگ این جامعه است و انسانها آزمایش می شوند. زمانیکه برادرم شهید شد هیجده سال داشت و بسیجی بود و برای رفتن به جبهه هیچ انگیزه ای جز خدا نداشت و وقتی از جبهه زنگ زد و گفت می خواهم بیایم شما را ببینم من بهش گفتم مگر جنگ تمام شده که تو می خواهی بیایی مرخصی؟ با اینکه بسیار برایش دلتنگ بودم و برایم عزیز بود اما فکر می کردم باید ایستادگی کنیم و این انقلاب را به نتیجه برسانیم. الان هم حاضرم جان خودم را برای افتادن انقلاب به مسیر اصلی اش بدهم و می خواهم این انقلاب بماند و هنوز هم امید زیادی به ماندش دارم و حاضرم هزینه هایش را هم بپردازم.

رسول بداقی به بند عمومی منتقل شد

خبرگزاری هرانا – ظهر روز شنبه ۱۴ خرداد ماه رسول بداقی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر به بند عمومی منتقل شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این زندانی سیاسی به همراه ۳ تن دیگر از زندانیان به مدت ۱۳ روز و از یکم خرداد ماه دست به اعتصاب غذای نامحدود زده بودند.
رسول بداقی به دلیل انتشار نامه‌ای از درون زندان در خصوص اعتصاب غذای خود به سلول انفرادی بند۱ زندان رجایی شهر منتقل شد که در پی آن مادر این زندانی دچار سکته قلبی شد و در بیمارستانی در استان لرستان جان باخت.
رسول بداقی علی رغم گذشت ۳ روز و انتقال به بند عمومی از مرگ مادرش بی‌خبر است، وی پس از انتقال به بند عمومی تماس کوتاهی با خانواده خود داشت که به دلیل ضعف جسمانی خانواده وی از اعلام خبر مرگ مادرش به این زندانی سرباز زدند.

اخراج یک فعال مدنی آذربایجانی از نیروی انتظامی

خبرگزاری هرانا - محمد رحمانی فر نویسنده و فعال آذربایجانی با حکم دادگاه نظامی از نیروی انتظامی اخراج گردید.
به گزارش وب سایت جنبش دانشجویی آذربایجان، وی که سال گذشته به دنبال حمله نیروهای امنیتی به منزلش در محله خطیب تبریز دستگیر و دو هفته تحت بازداشت و بازجویی قرار گرفته بود در ماه‌های اخیر از محل خدمت خود در نیروی انتظامی تبریز به ترکمنچای شهرستان میانه تبعید شده بود.

سرانجام دادگاه نظامی رحمانی فر در تهران حکم به اخراج وی از نیروی انتظامی پس از ۱۰ سال اشتغال در آن سازمان داد. محمد رحمانی فر متولد ۱۳۵۶ شهرستان خوی و دانش آموخته زبان انگلیسی دانشگاه تبریز است. وی نویسنده کتاب «نگاهی نوین به تاریخ دیرین ترکان ایران» که پنج بار توسط نشر اختر تجدید چاپ شده و موسس انجمن ادبی سهند دانشگاه تبریز است که بعد‌ها توسط حراست دانشگاه منحل گردید.
همچنین ایشان یکی از نویسندگان فعال نشریات محلی نوید آذربایجان و شمس تبریز بودند که در جریان حمله نیروهای انتظامی و اطلاعات به منزل شخصی ایشان دست نوشته‌های زیادی ازایشان ضبط شده است.

زهرا منصوری بازداشت شد

خبرگزاری هرانا - سحرگاه چهارشنبه ۱۱ خرداد ماه، نیروهای امنیتی به منزل خانم زهرا منصوری یورش بوده و پس از تفتیش منزل، وی را به محل نامعلومی منتقل کردند. از زمان بازداشت تاکنون، خانم منصوری تماسی با خانواده نداشته است و همسر و فرزندانش در بی‌خبری کامل به سر می‌برند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خانم زهرا منصوری ۶۰ ساله و از بیماری صرع رنج می‌برد و می‌بایست بطور مستمر داروهای خود را مصرف نماید. بنا به گفتهٔ پزشک معالج، بروز حمله صرع در این سن، منجر به مرگ وی می‌شود. لذا هرگونه فشار روحی و جسمی در طول زمان بازداشت جان ایشان را مورد تهدید قرار می‌دهد.
قابل ذکر است که خانم منصوری خواهر زندانی سیاسی محمدعلی منصوری و از حامیان خانواده‌های زندانیان سیاسی است. محمدعلی منصوری که در ۱۱شهریورماه سال ۱۳۸۶ بازداشت شده است، به اتهام ارتباط با گروههای معاند نظام به ۱۷سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم گردیده است.
ناگفته نماند این اولین بار نیست که ماموران وزارت اطلاعات ایشان را بازداشت و یا مورد اذیت و آزار و بازجویی قرار می‌دهند.

علی‌پور سلیمان، فعال صنفی معلمان و وبلاگ نویس بازداشت شد

خبرگزاری هرانا – علی‌پور سلیمان، عضو سازمان معلمان ایران و مسئول وبلاگ سخن معلم روز چهارشنبه یازدم هم خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ماموران امنیتی وی را در یک کوهنوردی هفتگی بازداشت و به منزل ایشان مراجعه کرده و پس از ضبط برخی نوشته‌ها، یادداشت‌ها، کامپیو‌تر شخصی، وی را به مکان نامعلومی منتقل می‌کنند.
یک روز پس از بازداشت ایشان مجددا به همراه پورسلیمان به محل کسب ایشان مراجعه کرده و کامپیو‌تر موجود در آن مکان را نیز ضبط می‌کنند.
نامبرده علارغم گذشت بیش از ۳ روز از زمان بازداشت تاکنون با خانواده خود تماسی نداشته است.
گفتنی است ماموران امنیتی در مراجعه به منزل ایشان حکم دادستانی را به وی ارائه نموده‌اند.

حکم ۶ ماه حبس تعزیری برای سینا مهدی نیا دانشجوی نوشیروانی بابل

خبرگزاری هرانا - سینا مهدی نیا دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل از سوی دادگاه انقلاب بابل به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.
به گزارش دانشجونیوز به نقل از منابع محلی، نیروی انتظامی بابل در فروردین ماه امسال این دانشجو را برای اجرای حکم احضار کرد اما از آنجاییکه حکم صادره اولیه بوده و به وی اعلام نشده بود، درخواست وکیل مهدی نیا برای تجدیدنظر پذیرفته شد و با اعتراض این دانشجو پرونده اکنون در مرحله تجدیدنظر قرار دارد. سینا مهدی نیا در تجمع اعتراضی جنبش سبز بابل در عاشورای ۸۸ در امام زاده قاسم بابل بازداشت و پس از ۱۱ روز حبس در سلول انفرادی با وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد گشت.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۱, شنبه

آقای خاتمی دقت کن !!!!


گیرم که خلق را به طریقی فریفتی                                                با دست انتقام روزگار چه می کنی

متاسفانه بعد از گذشت حدود دو سال از وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران ، شاهد موضعگیری جناب آقای خاتمی در مورد وقایع پس از انتخابات هستیم .

از این رو بر خود واجب دانستم که مواردی را محض اطلاع و صد البته یادآوری وقایعی مشابه در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی بازگو کنم .

در دوران به اصطلاح «اصلاحات» آقای خاتمی با شعار آزادی بیان ، آزادی عقیده و فضای باز سیاسی گوی سبقت را از رقبای خود ربوده و به عنوان رئیس جمهور منتخب ! ایران برگزیده شد .

درست است !! فضای باز سیاسی و ازادی بیان برقرار شد اما ازادی پس از بیان سلب شد . چرا که ایشان دائماً از طریق تریبون های رسمی و غیر رسمی اعلام می داشتند «زنده باد مخالف من » در حالیکه منتقدان دولت و حکومت در زندانهای رژیم بسر می بردند .

حمله به کوی دانشگاه تهران توسط نیروهای خودسر لباس شخصی در زمان اقای خاتمی اتفاق می افتد و پلیس که تحت دستور وزیر کشور ایشان بود نظاره گر و حامی لباس شخصی ها در حمله به کوی دانشگاه بود ...

این ادبیات سازشکارانه آقای خاتمی برای اولین بار در همین حوادث (18 تیر78) به گوش رسید و نه تنها از قشر دانشجوی اسیب دیده دلجویی نکردند بلکه دانشجویان معترض را به زندان انداخته و تحت شدیدترین شکنجه ها قرار داده و دانشجویان را با احکام سنگین روبرو کردند . هنوز در خاطرمان هست دانشجوی شهید « اکبر محمدی » که بر اثر شکنجه در زندانهای رژیم جان باخت .

هنوز فراموش نکردیم احکام اعدام و حبس ابد دانشجویانی که تنها حق خود را طلب کردند .

در فضای باز سیاسی و آزادی بیان دوران اصلاحات « اواخر سال 1378و اوایل 1379» بود که با تعطیلی جمعی روزنامه های عمدتا منتقد مواجه شدیم .

اقای خاتمی ؛ روزی را به خاطر می آوریم که با هرگونه مخالفت و اعتراض با دولت و حکومت سخت برخورد می کردید ...

بازداشتگاه های وزارت اطلاعات ، پلیس امنیت و اطلاعات سپاه مملو از مخالفان « سنتی » و صد البته مخالفانی که روزی از شما حمایت می کردند ، بود .

بعد از وقایع انتخابات نسبت به سرکوب معترضان به نتیجه انتخابات واکنش نرمی نشان داده و آن را محکوم کردید . چطور است که امروز باز هم از ادبیات 11 سال پیش خود استفاده می کنید و مردم و حکومت را به « آشتی ملی » دعوت می کنید ؟ .

آقای خاتمی این ظلم هایی که به این ملت روا داشته اید و داشته اند با هیچ مرهمی التیام نمی یابد .

این همه خون که به ناحق بر زمین ریخته اند با عذر خواهی از یادها نمی رود.این همه شکنجه و زندان و اعدام و سرکوب با عذر خواهسی عوامل رژیم از یاد هیچکس نمی رود.

شما اشاره به عذر خواهی دو طرفه کردید ... به ظلمهایی که دو طرف ماجرا به هم داشتند ! آیا طلب حق از سوی مردم بی دفاع ظلمی را به رژیم روا داشته است ؟

آری . در ادبیات شما که روزی بدنه این رژیم بوده و هستید این ظلم از سوی مردم بی دفاع بر شما وارد شده است . حال بگوئید مردمی که مورد ستم قرار گرفته اند چگونه باید از رژیم عذر خواهی کنند ؟!

بگویند : ببخشید که رای خود را طلب کردیم ؟

عذر خواهی می کنیم که به نشانه اعتراض به خیابان ها آمدیم و توسط عوامل رژیم کشته داده ایم ؟

طلب عفو می کنیم از مقام شامخ ولایت که دستش به خون جوانان ما در روز عاشورا آلوده شد و بر ضدش شعار گفتیم ؟

آقای خاتمی ؛ فراموش نکنید که دوران اصلاحات به پایان رسیده است . فریاد امروز مردم ایران ، فریاد «آزادی بیان »و «زنده باد اصلاحات » نیست . فریاد امروز مردم ایران « نه » گفتن به « آری » سال 1358 است . «نه » به اصل ولایت مطلقه فقیه و «نه» به حکومت دیکتاتوری و استبداد دینی است .

آقای خاتمی ؛ سکوتمان را باور نکنید ...

حمیدرضا مبین – 19 /می / 2011

۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

بهاره هدایت و مهدیه گلرو مجددا ممنوع الملاقات شدند


خبرگزاری هرانا - بهاره هدایت و مهدیه گلرو، از فعالین سرشناس دانشجویی در زندان اوین، در حالی که انتظار می رفت پس از ۳ ماه محرومیت از ملاقات و حتی تماس تلفنی، برای دومین بار در طول ۲ هفته گذشته فرصت ملاقات با همسران شان را بیابند، مجددا از ملاقات محروم شدند.
به گزارش دانشجونیوز، بهاره هدایت، سخنگوی دفتر تحکیم وحدت، و همچنین مهدیه گلرو، دبیر انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد علامه، که در روزهای پایانی سال گذشته، با همسران شان ملاقات داشته اند، در حالی که امروز موعد مجدد ملاقات بوده، اجازه ملاقات به آنان داده نشده است. این دو فعال دانشجویی در بند برای چندمین بار در طول ۲ سال گذشته از ملاقات با همسرانشان محروم گشته اند.
بنابراین گزارش ها، بهاره هدایت و مهدیه گلرو، اواخر اسفند سال گذشته ملاقات چند دقیقه ای را با همسران شان داشته اند که در ازای عدم پذیرش مرخصی از سوی مسئولین امنیتی بوده است.
بهاره هدایت عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در زمستان سال ۸۸ بازداشت شد به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به رهبری»، «توهین به رئیس‌جمهوری» و «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام علیه امنیت ملی از طریق برگزاری تجمع ۲۲ خرداد سال ۸۵» به ۹سال و نیم حبس تعزیری محکوم شده است که هم اکنون در زندان اوین در حال سپری کردن دوران محکومیت خود می باشد.
همچنین، مهدیه گلرو، فعال دانشجویی و عضو شورای دفاع از حق تحصیل نیز که ١١ آذر ٨٨ بازداشت شد، فروردین ٨٩ به اتهام «تبلیغ علیه نظام و تجمع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی» به دو سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در مرداد ٨٩، عیناً از سوی شعبه ٥٤ دادگاه تجدیدنظر تهران تأیید شد.
این در حالی است که مجید توکلی دیگر فعال سرشناس جنبش دانشجویی نیز ۱۶ ماه است که از هرگونه ملاقات با خانواده خویش محروم بوده است.

محسن دکمه چی به علت عدم رسیدگی پزشکی جان باخت


خبرگزاری هرانا - خبرها حاکی از آن است که محسن دکمه چی شب گذشته مورخ هشتم فروردین ماه، به دليل عدم رسيدگی پزشكی و وخامت حالش، در بيمارستان جان باخته است.
در اواسط اسفندماه سال گذشته پزشکان به دلیل پیشرفت بیماری سرطانِ محسن دکمه چی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، از وی قطع امید کرده و گفته بودند که وی بین یک تا سه ماه دیگر زنده نخواهد بود.
بنا بر گزارش کانون حمایت از خانواده جانباختگان و بازداشتی ها، وضعیت جسمی آقای دکمه چی در روزهاي آخر حیاتش روز به روز وخیم تر می شد تا جایی که او دیگر قادر به نشستن بر روی تختخوابش نبود و حتی نمی توانست مایعاتی مانند شیر و آب میوه بنوشد و  هنگام نوشیدن آب نیز با دردهای شدیدی مواجه می شد.
این در حالیست که از مدت‌ها پیش آقای دکمه چی بنا بر تشخیص پزشکان بایستی در بیمارستانی خارج از زندان تحت شیمی درمانی قرار می‌گرفت.
شایان ذکر است مسئولان بارها در رسیدگی پزشکی به این بازاری زندانی که به سرطان پاندراس از نوع بدخیم آن مبتلا شده، کارشکنی کرده بودند.

انتقال یک زندانی محکوم به اعدام سقزی به سلول انفرادی


خبرگزاری هرانا - مصطفی سلیمی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، روز گذشته به سوئیت انفرادی زندان مرکزی این شهر منتقل شده است.
گزارش ها حاکی از آن است که دوستان مصطفی سلیمی در بند عمومی اعلام نموده اند که مأموران زندان سقز روز گذشته مصطفی سلیمی را که بیش از هفت سال است در حبس بسر می برد، به علت درگیری با یکی از پرسنل زندان به سوئیت انفرادی زندان مرکزی این شهر منتقل کرده اند.
به گزارش آژانس خبری موکریان، سلیمی که اهل روستای ایلوی از توابع شهر سقز میباشد، اوایل سال ۸۲ در نهاوند لرستان دستگیر و از سوی دادگاه انقلاب به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد.

رد درخواست کمیسیون حقوق بشر اسلامی جهت رسیدگی به وضعیت حسین رونقی از سوی مسئولان


خبرگزاری هرانا - گزارش‌ها حاکی از آن است که علی رغم درخواست کمیسیون حقوق بشر اسلامی از مسئولان عالی رتبهٔ قضایی و امنیتی، کماکان ایشان در انتقال حسین رونقی ملکی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به بیمارستان کارشکنی می‌کنند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خبرگزاری حقوق بشر ایران، حسین رونقی ملکی که ماه هاست دچار نارسایی کلیوی شده، علی رغم وضعیت وخیم جسمی و درخواست کمیسیون حقوق بشر اسلامی، از رسیدگی پزشکی بازمانده است.

کمیسیون حقوق بشر اسلامی در تاریخ ۱۳۸۹/۱۲/۱۴ نامه‌ای به سلیمانی مدیر کل زندان‌های کشور فرستاده است. گویا این نامه پس از تایید به دست مسئولین زندان اوین رسیده اما تاکنون توجه لازم به آن صورت نگرفته است.

چندی پیش نیز برخی مسئولان در جواب پیگیری‌های مکرر خانوادهٔ ملکی به ایشان گفته بودند که بایستی خودشان به علت هزینه‌های بالای درمانی با بیمارستان و پزشک متخصصی هماهنگی‌های لازم به را به عمل آوردند؛ اما پس از انجام این مهم از سوی خانواده، مسئولان گفته‌اند که جریان انتقال وی به بیمارستان منتفی شده است.
این در حالیست که پیش‌تر نیز دادستانی تهران در راستای فریب خانوادهٔ این زندانی سیاسی، به ایشان گفته بود که وی در بیمارستانی خارج از زندان تحت عمل جراحی قرار گرفته است.

گفتنی ست پزشکان مدت‌ها قبل تشخیص داده بودند که در صورت عدم درمان کلیهٔ حسین رونقی، عفونت به دیگر کلیهٔ وی نیز می‌رسد و وضعیت وی را حاد‌تر می‌نماید.

در حال حاضر نیز با توجه به تشدید بیماری، تمامی صورت این وبلاگ نویس دربند متورم شده و علاوه بر این روز به روز وضعیت حادتری پیدا می‌کند.

محکومیت قطعی حشمت الله طبرزدی به ۸ سال حبس


خبرگزاری هرانا - بر اساس رای دادگاه تجدیدنظر حشمت الله طبرزدی، فعال سیاسی شناخته شده و دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران، به تحمل ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آقای طبرزدی از اتهام "اختلال در نظم عمومی" تبرئه شده تا حکم وی از ۹ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق به ۸ سال حبس تعزیری تقلیل یابد.
پیش از این نیز حشمت الله طبرزدی بر اساس حکمی دیگر از سوی دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس محکوم شده و سال‌های متمادی را در زندان به سر برده بود.
همچنین ۱۰ سال ممنوعیت از فعالیت اجتماعی ایشان از محکومیت قبلی‌اش با اتمام دوران زندان ۸ سال به جریان خواهد افتاد که باتوجه به مدت آزادی بین این ۲ محکومیت ۲ سال از ان سپری شده است.

لازم به یادآوری که بر اساس اشتباهی که مسئولان اسفندماه سال گذشته در ابلاغ شفاهی حکم به این زندانی سیاسی داشتند، محکومیت قطعی وی ۷ سال عنوان شده بود؛ چرا که با احتساب ایام بازداشت وی، در حال حاضر ۷ سال از محکومیت ایشان باقی مانده است.