۱۳۹۰ مهر ۲۹, جمعه

پیام مهندس حشمت الله طبرزدی از زندان گوهردشت در خصوص انتخابات و زندانیان مظلوم بهایی



پیام مهندس حشمت الله طبرزدی از زندان گوهردشت
مهندس حشمت الله طبرزدی طی پیامی از زندان گوهردشت اعلام نموده است در شرایط موجود و با توجه به غیر دموکراتیک بودن انتخابات در جمهوری اسلامی ، هرگونه تبلیغ و تلاش در انتخابات برای مشارکت مردمی که خون خود را نثار حق طلبی، آزادی خواهی و دموکراسی خواهی کرده اند انحرافی بزرگ محسوب می شود. این در حالی ست که  نیروهای وابسته به حکومت سعی در فراخوانی مردم به پای صندوقهای رای دارند. انتخابات در جمهوری اسلامی  در فضای استبداد، زندان و شکنجه هیچگاه پاسخگوی مطالبات مردم ایران نبوده و نخواهد بود. شعار انتخابات آزاد در فضای خفقان آور جمهوری اسلامی تنها ریختن آب به آسیاب استبداد  و انحرافی بزرگ از مسیر مقاومت سیاسی – مدنی دراستقرار دموکراسی، حاکمیت غیر دینی (سکولاریسم) و احیای حقوق بشر محسوب می شود.
نماینده جنبش سکولار- دموکراسی درایران ضمن تاکید بر برابری حقوق  همه مردمان ایران از طیفهای مختلف فرهنگی و دینی در بخش دیگری از این پیام به 11 زندانی پیرو دیانت بهایی اشاره کرده  و گفته است  در شرایطی که 11 زندانی بهایی بی گناه در بند 12 زندان رجایی شهر با حبس های طویل المدت به سر می برند، چگونه نیروها و احزاب سیاسی آزادیخواه در قبال این رفتار ضد بشری حکومت سکوت اختیار کرده اند،؟ آیا بهتر نیست این نیروها و احزاب بخاطر سکون و انفعال خود در برابر این فجایع غیر انسانی فکری به حال خویش بکنند ؟!!!
در بخشی دیگر از این پیام آمده است: با توجه به تحریمها و رسانه ای شدن اختلاسها و دزدی های کلان سران حکومتی ، کمر جمهوری اسلامی طوری شکسته است که دیگر قادربه راست شدن دوباره نیست . این  نوع رفتارهای ضد ملی از سوی جمهوری اسلامی امروز بر هیچ کسی پوشیده نیست. نظام جمهوری اسلامی که مدعی عدالت و برابری تنها برای مسلمانان جهان بوده است آنقدر دچارفساد درونی خود شده است که قادر به پوشاندن فضاحتهای خود حتی در میان خودی ها نیست .این فضاحت اما نتیجه رقابت در چپاول اموال ملی مردم مصیبت زده کشورمان بین طیف های رقیب ولایت است.دعوت به سکوت ولایت در سرپوش گذاشتن بر فضاحت اختلاس 3000 میلیاردی اثباتی بر این مدعا است که خانه از پای بست ویران است وخواجه اندر پی نقش ایوان.!
جبهه دموکراتیک ایران( خارج از کشور)                                                                                              

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

فراخوان دعوت انجمن همبستگی فعالان تبعیدی از مردم ایران برای آغاز کمپین (سوت سبزاعتراضی )


بە نام آزادی
خبر دستگیری و مرگ دیکتاتور خونریز لیبی ،معمر قذافی باردیگر پشت دیکتاتورهای خاورمیانە وکشورهای اسلامی و همچنین دیکتاتوری ولایت فقیە را لرزاند...!
این خبر بار دیگر نیرو و نایی دوبارە بە جنبش اعتراضی و سبز و مردمی ما ایرانیان بخشید تا بە رفتن و مرگ دیکتاتوری ها و دیکتاتورهای سرسختی همچون معمر قذافی امیدوارتر شویم ، بر همین اساس ما جمعی از فعالان جنبش اعتراضی و سبز از همە مردم معترض و همراهان جنبش سبز می خواهیم کە بە شادباش مرگ دیکتاتور خونریز لیبی و اعلام همبستگی مان علیە دیکتاتوری ولایت فقیە، این بار بر بامهای ایران سبز بە جای هرشعاری کە ممکن است نشان دهندە ایدیولوژی خاصی باشد، بە سوت شادمانی و اعتراضی  بپردازیم و با این روش نوین یعنی سوت شادی و سبزاعتراض،  بار دیگر همبستگی، پایایی و پویایی جنبش اعتراضی و سبزمان را بە گوش نظام دیکتاتوری برسانیم.


این روش مبارزە بدون خشونت کە در دوران مبارزە فرانسویها با نازیها مورد استفادە قرار گرفتە ،یکی از روشهای شناختە شدە مبارزە بدون خشونت با دیکتاتوری هایست کە هر صدایی را در گلو خفە می کنند و پاسخی جز گلولە نمی دهند و ما میتوانیم با راه اندازی جنبش و کمپین سوت اعتراضی سبزعلیە این نظام دیکتاتوری در کوچە و خیابان ،مدرسە ،ورزشگاه ها، دانشگاها و خوابگاهای دانشجویی، کارخانەجات و اعتراضات کارگری و صنفی بدون این کە صدای ما را رصد و شناسایی کند یارانمان را علیە دیکتاتوری پیدا و همبستگی بیشتری با همدیگر پیدا کنیم...بر همین اساس ازهمە مردم ایران از دانشجویان در خوابگاه های دانشجویی تا مردم آزادیخواه ایران می خواهیم کە  در خیابانها و برروی پشت بامها و از دورن خانە هایشان در ساعت ١٠ شب فردا  بە تاریخ ٢٩مهر ماه ١٣٩٠ با سوت  زدن و ابراز شادمانی بار دیگر چراغ اعتراضات جنبش را علیە دیکتاتوری روشن سازند...
همراه شو عزیز تنهانمان بە درد
کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود!
 

۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

به بهانه ی اجرای حکم شلاق منصور فرجی ، پیمان عارف ، امین نیایی فر و سمیه توحید لو


شلاق تاریخ

 عباس خرسندی
پیمان عارف، منصور فرجی،  سمیه توحید لو  و در هفده اکتبر امین نیایی فر دانشجوی ممتاز دانشکده فنی شلاق کینه و نفرت جمهوری اسلامی را بر گرده و تن خویش تحمل کرده اند، بسیاری از فرزندان دیگری نیزکه حکم  شلاق در پرونده شان ثبت شده است لاجرم تحمل خواهند کرد، اما هر زخمی که از شلاق بی عدالتی بر جای می ماند بیش از انکه اهداف حکومت  مبنی سکوت مبارزان را تامین نماید انگیزه ملی برای بلند کردن تازیانه تاریخ در مقابل جمهوزی اسلامی را قویترخواهد ساخت.                                                                                                                                                     اکنون اما این نسل و ملتهای جهان هستند که تاریخ پر از نفرت و کینه جمهوری اسلامی نسبت به مردم ایران را به قضاوت می نشینند، اینکه  چگونه هستی و اعتبار یک ملت با طوفان فضاحتهای فرهنگی این حکومت قداردر معرض نیستی قرار گرفته است و چگونه این نظام اسلامی هر آنچه که بی شرمی است با شلاق استبداد بر پیکر ملت ایران و مبارزان آزادیخواه فرود  می آورد تا بتواند نکبت هزاره گذشته خود را که در حاکمیت دینی متبلور ساخته است نجات بخشد. از زندان و شکنجه آزادیخواهان  تاسرکوبهای وحشیانه خیابانی  و قتل و عام جوانان کشور همه و همه بکار گرفته می شود تا حکومت دینی از وحشت سیل اعتراضات بنیان کن مردمی در امان بماند. اما تظلم خواهی  در شرایط اجتماعی ایران  همانند هر جامعه در تلاطم دیگر دنیا قوانین خود را طی میکند، دیری نخواهد پایید که که تاریخ تازیانه اش را بر پیکر نظامی خواهد نواخت که از قوانین بشر و انسانیت هیچ نیاموخته است.                                                                                                           
گزارش  سازمان حقوق بشر در جمهوری اسلامی وضعیت خفت بار رژیم را در پایمال نمودن حقوق زندانیان  اعلام نمود،  گزارشی که میبایست بحق نام بسیاری دیگر از مبارزان  طرفدار سکولار دموکرات از جمله رسول بداقی، آیت الله بروجردی، بهروز جاوید تهرانی، حمید رضا محمدی، مجید توکلی، ارژنگ داوودی و اعتراض به  حکم ضد یشری اعدام دو زندانی سیاسی کرد زانیار و لقمان مرادی و........را مطرح می نمود
در این گزارش  از حشمت اله طبرزدی نام برده شد، یکی از  مبارزانی که علاوه بر سالها زندانی به 74 ضربه شلاق  ارتجاع نیز محکوم شده است طبرزدی که بعنوان نماد مبارزان سکولار دموکرات در کشور مطرح شده است سخن خود را در بی دادگاه های رژیم  یصورت شفاف  بیان نموده است، وی مواضع خود در مورد انتخابات را  بطور مکرر و  صریح اعلام کرده است. شرایط انتخابات سالم در نظام جمهوری اسلامی  پدید نیامده است.بنا بر این انتخابات می تواند با عمل تحریم فعال نیز روبرو شود . به این ترتیب هر تلاشی برای تبلیغ شرکت در انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی منافع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی  مردم ایران را تامین نمی کند.  نامه موسوم به 143 نفر به خاتمی نیز حکایت از یاس و سرخوردگی نسبت به انتخاباتی است که  سلاح اصلی این طیف محسوب می شده است. موسوی و کروبی هم بیهودگی انتخابات را اعلام کرده اند. اصلاح طلبان اما دیگر بدنبال پیروزی انتخابات در چارچوب نظام نیستند چون اطمینان یافته اند مطلقه شدن ولایت و نقش مسلط  سپاه پاسداران جایی برای آنها باقی نگذاشته است .                                                                                       هر خشونتی محصول  ناتوانی و ترس است .اکنون پدیده انتخابات به عامل ترس رژیم ولایت نیز تبدیل شده است، علی رغم اینکه  رژیم به نمایش انتخابات نیاز دارد اما آنرا به پروسه  خطر و وحشت خود تبدیل نخواهد کرد. ممکن است برخی این توهم را در ذهن خود و در اذهان دیگران الفاء  نمایند که شرکت نکردن در انتخابات به معنی سپردن کامل کشور بدست  نظام و صرف نظر کردن از حق انتخاب و در نتیجه انفعال جامعه باشد. اما واقعیت این است که هم کشور در دست نظام قرار دارد و هم سرنوشت انتخابات . نظر اینان شاید به دلیل نبود آلترناتیو عملی باشد که بتواند جای مشارکت در یک انتخابات مضحک را پر نماید در این صورت باید گفت که با مطرح نمودن طرح تحریم فعال در سطوح گسترده اجتماعی از سوی اپوزیسیون میتوان خلاء عمل اجتماعی – سیاسی را پر نمود  و از سوی دیگر جامعه را به یک تمرد اجتماعی در مقابل انتخابات نمایشی دعوت نمود. نقش جریانات ملی و دموکرات  در این فرآیند از اهمیت  ویژه ای برخوردار است .بدیهی است جامعه بین الملل نیز این واکنش اجتماعی را دیگر نه در چارچوب نظام که در موضع تقابل با نظام جمهوری اسلامی ارزیابی میکند
                                                     عضو شورای مرکزی جبهه دموکراتیک ایران ( خارج از کشور)  
                                                                                                     عباس خرسندی

۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

۳۰ سال حبس برای مسوولان و اساتید دانشگاه آنلاین بهائیان


هفت تن از مسوولان و مرتبطین با دانشگاه آنلاین بهائیان ایران (موسسه علمی آزاد) مجموعا به ۳۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این افراد طی دو روز گذشته، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه جمعا به سی سال حبس تعزیری محکوم گردیدند که این حکم به صورت حضوری و در دادگاه انقلاب به آنان ابلاغ و مورد اعتراض متهمین و وکلای پرونده قرار گرفت.

آقایان کامران مرتضایی و وحید محمودی هر یک به ۵ سال حبس تعزیری و ریاض‌ سبحانی، محمود بادوام، رامین زیبایی، فرهاد صدقی و خانم نوشین خادم هر یک به چهار سال حبس تعزیری محکوم شدند.

محاکمات این افراد طی سه هفته گذشته به اتهام این «عضویت در گروه‌های غیرقانونی به قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت ملی کشور (عضویت در جامعه بهائیان ایران)» (ماده ۴۹۹) انجام پذیرفته است که این اتهام هیچ ارتباطی با فعالیتهای این افراد در موسسه علمی ندارد و می‌تواند شامل حال نزدیک به ۳۰۰ هزار بهائی ساکن در ایران شود و با توجه با فعالیتهای این دانشگاه که کاملا آکادمیک و همانند اکثر دانشگاههای دنیا است، این اتهام هیچ ارتباطی با فعالیت این افراد ندارد.

۶ تن از این افراد در تاریخ ۱ خرداد و پس از یورش نیروهای امنیتی به منزل بیش از ۴۰ نفر از مسوولان، اساتید و دانشجویان دستگیر و ریاض سبحانی در تاریخ ۲۳ خردادماه بازداشت شد. طی ماههای گذشته بیش از ۲۰ نفر با مرتبطین با این دانشگاه بازداشت و نزدیک به ۵۰ نفر به اداره پیگیری وزارت اطلاعات احضار شدند. همچنین چند مکان مرتبط با این دانشگاه از جمله چند آزمایشگاه پلمپ گردید و سایت این دانشگاه چندین بار فیل‌تر شده است.

هفته گذشته تمامی این افراد به جز نوشین خادم به زندان رجائی شهر منتقل شدند. همچنین در تاریخ ۲۳ مهرماه نوشین خادم نیز به بند نسوان زندان اوین منتقل شد.
  • ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر شخصی حق دارد از آزادی اندیشه، وجدان و دین بهره‌مند شود: این حق مستلزم آزادی تغییر دین یا اعتقاد و همچنین آزادی اظهار دین یا اعتقاد، در قالب آموزش دینی، عبادت‌ها و اجرای آیین‌ها و مراسم دینی به تنهایی یا به صورت جمعی، به طور خصوصی یا عمومی است.
  • ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد.
  • بند ۱ ماده ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی: هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه بطور فردی یا جمعی، خواه به طورعلنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می باشد.

پیمان عارف بازداشت شد

 
به نقل از همسر پیمان عارف: " پیمان " امروز به رسم چند وقته زندانیان سیاسی آزاد شده با جعبه ای شیرینی رفت سالن ملاقات دیدن خانواده ها که توسط حراست سالن به حفاظت زندان برده شد و تا الان بیرون نیامده ، گویی جناب دادستان فرموده اند نگهش دارند تا خودش بیاید و صحبت کنند ، امید دارم بعد از این ماجرا ها هر دو رفتاری منطقی داشته و دادستان به جای نگه داشتن پیمان دستور رسیدگی به شکایتش را دهد، دارم می روم جلوی اوین تا چه پیش آید ، تقریبا زدم به سیم آخر پشت گرمیمان شما دوستان و هموطنان است.

خاطره سالگرد پیام دانشجو/ حشمت الله طبرزدی

حشمت الله طبرزدی
بار دیگر ماه شهریور فرا رسید. این ماه من را به حال و هوای ۱۷ سال پیش، یعنی سال انتشار هفته نامه پیام دانشجو در شهریور ۱۳۷۳ می‌برد.
آن سال‌ها به تازگی از دهه ۶۰ بیرون آمده و از بحث پیروزی انقلاب به اندازه ۱۵ سال فاصله گرفته بودیم. من هنوز یک فرد ایدئولوژیک و انقلابی بودم که در تنور داغ انقلاب و جنگ و مبارزات ایدئولوژیک به خوبی پخته شده بودم؛ این در حالی بود که فضای سیاسی و اجتماعی رسته از جنگی خارجی و داخلی کاملا بسته بود و تو بر اساس یک مرزبندی شناخته شده، یا باید ایدئولوژیک و حزب اللهی باشی که در این صورت حتما در صف دفاع از انقلاب و رهبر آن و در نتیجه مدافع وضع موجود قرار بگیری یا غیر حزب اللهی و مخالف و بیرون از این چارچوب.

من و گروهی از دوستانم در تشکیل اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه‌ها، در چنین شرایطی برای ادامه راه، نشریه راه اندازی کردیم. هیچ‌گاه هم برنامه از پیش تعیین شده برای شکستن مرزبندی بنا نداشتیم، فقط به اشتباه گمان می‌کردیم انتقاد حق ماست و می‌توان در چارچوب مورد اشاره ضمن اینکه نشریه انتقادی را ارائه می‌دهیم، مومن به نظام و ایدئولوژی حاکم نیز باقی بمانیم. این ایده را در اولین سخن پیام دانشجو آوردیم اما هنوز شماره‌های انتشار یافته به عدد ۲۰ نرسیده بود که طوفانی درگرفت و با شکایت محسن رفیق دوست و دخالت غیر قانونی شیخ محمد یزدی رئیس وقت قوه قضائیه به ناگه همه ارگان‌های حکومت از بیت رهبری، قوه قضائیه، وزارت اطلاعات، بنیاد مستضعفان، بسیج، شهرداری تهران و بانک صادرات را با خود درگیر دیدیم. سرنوشت نیز از پیش معلوم بود: حمله گروه فشار انصار حزب الله در پی شکایت نهادهای دائمی باند قدرت، بازداشت توسط وزارت اطلاعات و به ناخواه توقیفی که حالا از آن ۱۷ سال گذشته است.
اما برای من شیرین‌تر از همه چیز اثبات حقانیت پیام دانشجو است. به دلیل بسته بودن فضا و رشد نیافتگی و ارتجاعی بودن ساختار حکومت، حکومتگران و طرفداران جزء اندیش، به سرعت منتقدان دلسوز و به اصطلاح خودی را از راه تهمت، فشار، ضرب و شتم و شکنجه زندان، توقیف و از سویی ضد انقلاب، قدرت طلب و راه کج کرده را، مستحق حق طلبی دانستند.
اما امروز شاهد چه چیزی هستیم؟ می‌دانم که در ۱۷ سال گذشته هزینه‌های زیادی پرداخت شده است. کسان زیادی کشته شدند، گروه‌های زیادی شکنجه شدند، عده‌ای ترور شدند، به افرادی در بازداشتگاه‌ها تجاوز شده و یا کشته شدند، نشریاتی نوپا ممنوع النشر شدند، گروه زیادی از آزادی خواهان مجبور به ترک وطن شدند و همین طور افرادی که صف خود را از حکومت جدا کردند و در زمرهٔ مخالفان دیکتاتوری قرار گرفتند.
هاشمی رفسنجانی که آن روز پایه این حکومت به حساب می‌آمد، همراه با خانواده و دوستانی چون ناطق نوری، حسن روحانی و واعظ طبسی در زمره منتقدین وضع موجود قرار گرفتند. نخست وزیر امام و رئیس مجلس سوم و ششم، به دلیل مخالفت با اراده حاکم به حصر خانگی محکوم شدند. فرزند بهشتی به زندان افتاد. بیت امام ناراضی هستند. فرزند مطهری به فریاد آمد. رئیس جمهور پیشین را ممنوع الخروج و ضد انقلاب خطاب کردند. عده‌ای از نماینده‌های مجلس و شخصیت‌ها را مورد توهین قرار داده و یا به زندان انداختند که پس از وقوع انقلاب و جنگ، جنگنده و مدافع نظام به حساب می‌آمدند. مراجعی چون منتظری و صانعی را در خانه حصر کردند. کار به جایی رسید که رئیس جمهوری که خود آنرا به قدرت رسانده بودند علیه آن‌ها برخاست و به مدت ۱۱ روز در اعتراض به اقدامات فراقانونی دیکتاتور، خانه نشینی برگزید. به دنبال همین ماجرا بود که نیروهای پیرامون رئیس جمهوری در مقابل نیروهای پیرامون رهبر صف آرایی کردند و در این مواجهه صرفا چند فرد بسیار تند رو، حاضر به دفاع از رهبر به خاطر جولان احمدی‌نژاد و مشایی شدند و اقتدار و اقتدار گریان روز به روز ضعیف‌تر و تنها‌تر می‌شدند.
از همه این تحولات مهم‌تر تغییر و تحولی است که در بین مردم به ویژه طبقه متوسط شهری بوجود آمده است. این طبقه که اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهد و بویژه با پیشگامی انبوهی از جوانان آگاه وتحصیل کرده، با مبارزاتی دموکراتیک و مطالبه محور، گام به گام پیش می‌رود و زمینه‌های بروز شکایت از حاکمیت را تشدید می‌کنند.
انبوه جوانان دختر و پسری که برای رسیدن به آزادی‌های اجتماعی حاکمیت را به چالش کشیدند، دانشجویان دانشگاه‌هایی که در مقابل تفکیک جنسیتی، اخراج اساتید و دستوری کردن متون آموزشی ایستادگی کردند، فعالان طرفدار حقوق کودکان و حقوق زنان که به مقابله با تبعیض‌های جنسیتی برآمدند، فرهنگیان، کارگران، بازاریان که برای حقوق صنفی با حکومت چالش دارند، کوشندگان حقوق بش، ر روزنامه نگاران و کوشندگان حزبی و سیاسی که همواره نقض سیستماتیک قانون و حقوق بشر توسط حکومت را به چالش کشیده و برای آزادی دموکراسی و سکولاریزم و حاکمیت قانون مبارزه می‌کنند، فعالین مذهبی و کوشندگان حقوق اقوام که برای برابری حقوق در مقابل حکومت مبارزه می‌کنند؛ همه حاکی از این است که حاکمیت خودش را در مقابل خواسته‌های دموکراتیک به حق و قانونمند ملت تنها و ناتوان می‌بیند. بر همین اساس بسیاری از مردم به ترفندهای گوناگون از حقوق خود آگاه شده‌اند و اقتدارگرایان را شناخته‌اند و گروه‌های مختلف اجتماعی نیز، با طرح مطالبات به حق، شیوه‌های متفاوت مبارزه برای رسیدن به حقوق اساسی را مطرح کرده و رژیم به ویژه جناح دیکتاتوری حاکم را به بازی گرفته‌اند به گونه‌ای که آن‌ها مجبور شده‌اند ژست انتقاد از خود با توجه به خواسته‌های منتقدین البته در سطح محدود بگیرند.
من در این جنگ و گریز تا رسیدن مردم به حقوق اساسی که البته با سرعت بیشتر ادامه خواهد یافت، علی رغم اینکه طی سال گذشته خود، خانواده و دوستانم هزینه پرداخت کرده‌ایم، از شرایط به وجود آمده کاملا راضی هستم و هر‌گاه به پیرامون خود می‌نگرم حس حقانیت به من دست می‌دهد و از این حس لذت می‌برم.
در پایان از شخص خامنه‌ای و طرفداران او که در آن سال‌ها به مقابله با جوانان دانشجو برخواستند و پیش از هر کس می‌دانند که ناپخته و شتابزده و غیر اصولی به این کار اقدام ورزیده‌اند؛ می‌خواهم این ۱۷ سال را به ذهن بیاورند. آن‌ها همواره در مهره اقتدار و حکم رانی بوده‌اند و امثال من در موضع محکومیت و سرکوب قرار گرفته‌ایم. اما مسیر محلی جریان در جهت خواستهٔ کدام طرف حرکت کرده است؛ حاکم یا محکوم؟

حشمت الله طبرزدی
منبع: هرانا

۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

کنفدراسیون فخرآور و بنگاه دروغ پراکنی


رضا مبین

امروز و در پی یک اقدام انتحاری دیگر کنفدراسیون متوهم فخرآور خبری را مبنی بر اخراج احمد باطبی و کورش صحتی از صدای آمریکا ، به دلیل آنچه که آنان کشف کردند و اینان افشاء ، منتشر کرد.
با توجه به سابقه ی دروغ پراکنی این شخص ( فخرآور ) در مورد افراد مختلف ،  به خصوص کورش صحتی ، احمد باطبی و حسن زارع زاده اردشیر ، اینبار بر خود واجب دانستم مواردی را ذکر کنم که دانستن آن برای هر کسی که اهل تحقیق و تفکر ( هواداران فخرآور مد نظر است ) نیست ، از اوجب واجبات  است .
روی سخنم با آن دسته از دوستانی است که کور کورانه ، دنباله روی افکار بیمار و ذهن روان پریش فخرآور افتاده و تخیلات این شخص را به به و چهچه میکنند وافشای به اصطلاح سند رسوایی افراد مذکور را جزیی از فتح الفتوحات کنفدراسیون کوچکشان می دانند.
چندی پیش  فخرآور با انتشار مطلبی در سایت کنفدراسیونشان پرده از راز !!! بزرگی برداشتند و افشا کردند که باطبی و زارع زاده از عوامل وزارت اطلاعات هستند و چنین و چنان .
که این عمل فخرآور با واکنش فعالان سیاسی ، روزنامه نگاران ، هنرمندان و... مواجه شد . و نامه ای در حمایت از باطبی و زارع زاده و ... منتشر شد .
فخرآور که از این موضوع بسیار عصبانی شده بود با نا دیده گرفتن اسامی امضا کنندگان ، عده ای از آنان را رسما انکارکرد و نام و امضای عده ای دیگر را جعلی خواند .  

زمانی پرده از دروغ پراکنی فخرآور برداشته شد که تمام آن ارواح و شخصیتهای خیالی ( به زعم فخرآور ) نامه ی حمایتی خود را در وبلاگهای شخصی ، سایت های مربوطه و صفحه ی فیس بوک خود منتشر کرده بودند . از آنجایی که عوامل فخرآور ، چشم و گوش بسته به اراجیف این شخص گوش داده و دستورات او را مو به مو اجرا میکنند ، مطلبی نوشتم برای آگاهی آن دسته از عوامل فخرآور و روشن شدن موضوع برای کسانی که اصلا در جریان این مناقشات نیستند و ساده لوحانه با خواندن یک مطلب اسطوره سازی میکنند و با ضد همان مطلب دشمن خونی می شوند . که در این مجال نمیگنجد تمام مطالب گذشته را بازگو کنم . لینک این مطلب را منتشر میکنم تا خودتان قضاوت کنید . 

http://pgazadinews.blogspot.com/2011_08_14_archive.html

واما امروز و در پی همان دروغ پراکنی ها و تخریب چهره های شناخته شده ، سایت فخرآور مطلبی در باب اخراج باطبی و صحتی در تاریخ سوم اکتبر 2011 از صدای آمریکا منتشر کرد و در پی آن سایت خبری ایران سرفراز نیز این خبر کذب را منتشر کردند .


از این رو نوشتم اقدام انتحاری ، به این دلیل بود که فخرآور و تیمش از اخبارمنتشر شده در سایت صدای آمریکا که توسط احمد باطبی تهیه شده بود ، بی خبر بودند و یا اینکه همانند پدر معنویشان ( کیهان جمهوری اسلامی ) علم غیب دارند و این خبر را پیشگویی کردند . عکسهای زیر مربوط به اخباری است که احمد باطبی تهیه کرده است . لطفا به تاریخ خبر توجه کنید و با تاریخ اخراج باطبی و صحتی تطبیق دهید .


سئوال من از فخرآور اینست ؛
الف ) از این دروغ پراکنی چه سودی میبرد ؟
ب ) آیا در مورد اخبار قبلی متنبه نشده بود ؟
ج ) آیا می خواهد خودش را بیش از این رسوا کند ؟
د ) آیا این عمل  را یک خود زنی سیاسی محسوب کنیم ؟
احمد باطبی ، حسن زارع زاده اردشیر،کورش صحتی و علی افشاری را به اصطلاح خودت رسوا کردی ؟
فخرآور عزیز ، تا به کی و تا کجا این توهمات و دروغ پراکنی ادامه دارد ؟ 
همیشه تاریخ در مورد افراد قضاوت میکند . اینبار هم ذهن بیمار تو را به تاریخ میسپاریم . 
8 اکتبر 2011
رضا مبین

۱۳۹۰ مهر ۱۴, پنجشنبه

دکتر مهرداد مشایخی درگذشت


دکتر مهرداد مشایخی درگذشت
مهرداد مشایخی،  یکی از چهره های درخشان روشنفکران آزدایخواه وسازمانگری معتقد به ساختن سازمانهای سیاسی مدرن، در واشینگتن پس از ماه ها مبارزه با بیماری سرطان، درگذشت. نام مهرداد مشایخی بدون تردید در تاریخ پیکارهای آزادیخواهانه مردم ایران جاودان خواهد ماند.
درگذشت او را به خانواده و تمام دوستانش تسلیت میگوییم. 
روابط عمومی سازمان پیشگامان آزادی

۱۳۹۰ مهر ۷, پنجشنبه

کنفرانس بین المللی حقوق بشر در شهر ماینس - آلمان


دوستان آزاد اندیش و کوشندگان حقوق بشر،
 با درود ، باطلاع شما میرسانیم که  سخنرانان " کنفرانس بین المللی  حقوق بشر" که در روز شنبه پانزدهم اکتبر ، در شهر ماینس – آلمان برگزار میشود ، بشرح زیر اعلام میشوند:
خانم مینا احدی ، فعال حقوق بشر؛
خانم شیوا محبوبی ، زندانی سابق و فعال حقوق بشر؛
آقای  حسین باقر زاده، فعال حقوق بشر،
آقای ایرج مصداقی ، زندانی سابق و فعال حقوق بشر؛
آقای رضا علامه زاده ، تهیه کننده فیلم های مستند و فعال حقوق بشر؛
خانم گیسو نیا ، فعال حقوق بشر و کارمند " دادگاه جنائی بین المللی در لاهه"؛
آقای ایمان شیر علی ، فعال حقوق بشر، و در ارتباط با " ایران تریبونال"؛
آقای حسن ماسالی ، از طرف بنیاد : کوشش برای استقرار دمکراسی و حقوق بشر در خاورمیانه.
یاد آور میشویم که در جریان کنفرانس کتابها ، تابلو ها،اسناد مختلف و فیلمهای مستند به نمایش گذاشته میشوند و  " پیراهن ایران تریبونال" و اسناد مختلف برای فروش، ارائه خواهند شد.
 دوستان هنرمند وکارهای هنری و فیلم های مستند برخی از دوستان هنرمند نیز که در این کنفرانس همکاری میکنند، معرفی خواهند شد.
 با درود و احترام-" کمیته برگزار کننده فستیوال و کنفرانس"






Dear Madam/ Sir: 

It is an honor to extend to you an invitation to take part in an “International Human Rights Conference “to investigate the mass execution of Iran’s political prisoners, the stoning of women and to hold the Islamic Republic of Iran accountable for its daily crimes against humanity.
We are asking you- all democratic forces-human rights activists, educators, journalists – to support our actions & the “Irantribunal" ; please visit:  http://www.irantribunal.com/English/EnHome.html.

The sponsors of this event :
(Linkswärts e.V , Kontakte e.V , Iranisches Kulturzentrum e.V, and ADHR.ORG) are focused on promotion of a free Iran.
The goal of the conference is to defend human rights and promote the ways by which democracy & human rights may be promoted in Iran.

We are contacting you because we recognize your passion for human rights & democracy.  We sincerely hope you join our conference to support a free and democratic Iran.

Date & Program
The Human Rights Conference will start on Saturday, October 15, 2011, at 10:30 am.
The speakers in the Conference:
Mrs. Mina Ahadi, Human Rights Activist;
Mrs. Shiva Mahbobi, Ex-Prisoner, Human Rights Activist;
Mr. Hossein Bagherzadeh, Human Rights Activist
Mr. Iraj Mesdaghi, Ex- Prisoner, Human Rights Activist;
Mr. Reza Allamehzadeh, Documentary Film Maker & Human Rights Activist;
Mrs. Gissou Nia ( International Criminal Court, The Hague), Human Rights Activist;
Mr. Iman Shirali,( Irantribunal.com), Human Rights Activist;
Mr. Hassan Massali, ( adhr.org), Political & Human Rights Activist.

Place:
The Human Rights Conference will be held in the Bürgerhaus Finthen, Am Obstmarkt 24, 55126 Mainz, in Germany.

Contact Persons / Responsible for the programs:
  
Linkswärts e.V :   Mr. Heshmat Tavakoli;  heshmat@gmx.de
Mobile:0049-179-117-8987
Iranishes Kulturzentrum e.V: Hassan Massali : hmassali@aol.com  Mobile: 0049-176-8317-1117
ADHR.Org:                  Hassan Massali, hmassali@aol.com   Mobile: 001-301-792-3370  
Iran Tribunal:              Iman Shirali, iman_shirali@yahoo.de               

We will be happy to welcome you & your representative in the Human Rights Conference, October 15, 2011 in Mainz/Germany.

Respectfully yours,
The Coordination Committee

۱۳۹۰ مهر ۶, چهارشنبه

محاکمۀ هفت تن ازمسئولان جامعۀ بهایی ایران آغازشد




محاکمۀ هفت تن از اعضای جامعۀ بهایی ایران به اتهام تبلیغ دیانت بهایی از شنبه در دادگاه انقلاب تهران آغاز شده است. متهمان که عبارتند از شش مرد و یک زن در دسته های دو نفری به طور جداگانه از سوی دادگاه انقلاب تهران محاکمه می شوند. متهمان گروهی از مسئولان و آموزگاران دانشگاه مجازی بهائیان هستند که در اواخر ماه مه گذشته از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران دستگیر شدند. جراید ایران و رسانه های رسمی این کشور هیچ اشاره ای به آغاز محاکمۀ بهائیان ایران نکرده اند. جامعۀ بهائیان ایران در آمریکا با انتشار بیانیه ای نسبت به سرنوشت ناروشن این هفت تن ابراز نگرانی کرده و افزوده است که وکیل مدافع آنان عبدالفتاح سلطانی به دلایل نامعلوم از دهم سپتامبر گذشته از سوی مأموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران دستگیر شده است. علاوه بر سازمان عفو بین الملل، اتحادیۀ اروپانیز دستگیری عبدالفتاح سلطانی را محکوم کرده است که یکی از بنیانگذاران کانون  مدافعان حقوق بشر در ایران است. بهائیان ایران از آموزه های بهاءالله که در اوایل سدۀ نوزده میلادی نر ایران زاده شد پیروی می کنند و او را پیامبر خود می دانند. روحانیت شیعه این آئین را از آغاز تهدیدی جدی علیه خود دانسته و در تکفیر و سرکوب پیروان آن نقش کلیدی داشته ا ند . این سرکوب با شکل گیری حکومت اسلامی در ایران به اوج رسید. اعضای جامعۀ بهایی ایران از ابتدایی ترین حقوق اجتماعی و مدنی محرومند و متناوباً به اتهامات رایج جاسوسی و تبلیغ علیه نظام مقدس اسلامی هدف آزار و پی گرد قرار می گیرند.

۱۳۹۰ مهر ۵, سه‌شنبه

کنگره ملی یا کنگره ملی- اسلامی؟!


وحدت اضداد سیاسی همیشه ممکن نیست، 

      عباس خرسندی

ایران نه مانند همه کشورهای جهان اما با ویژگیهای تاریخی خود، سرزمین تضادهاست،  تضادهای پی در پی که در طول صدها سال جامعه و کشور ایران را آماج آسیبهای اجتناب ناپذیر خود قرار داده است، تضادهای تاریخی که حاوی انگیزه غارتگری، عداوت و دشمنی از سوی بیگانگان با مردم ایران بوده است . پدیده اسلام سیاسی تضاد مداوم تاریخی و از مجموعه تضادهایی است که قرنها در فهرست اضداد قرار دارد. این تضاد نیز مانند بسیاری دیگر بر مردمان و  بر تاریخ کشور ما تحمیل شده است.
 اسلام سیاسی  در حاکمیت پدیده تضاد با فرهنگ ملی و دموکراسی در ایران است.
موضوع اصلی بحث مقاله  نشان دادن واقعیتهایی است که در سطح و عمق  سیاست و جامعه ایران رسوخ کرده است. تضاد اسلام  در حاکمیت با فرهنگ سیاسی و اجتماعی ایران که در شرایط کنونی به تضاد و به یک تناقض عمده کشور تبدیل شده است ریشه در اعماق تاریخ دارد. بیشتر محققان،  دین اسلام را تاریخا جزء فرهنگ ایران اریابی کرده اند و تمامی حوادث پس از حمله اعراب را در قالب فرهنگ ایرانی اسلامی به تصویر کشیده اند که این واقعیتی انکار ناپذیر در تمامی رویدادهای گذشته تا کنون است اما اینکه حتی پس از گذشت نزدیک به هزار و چهار صد سال میتوان این ادعا را داشت که اسلام در حاکمیت  با فرهنگ ایرانیان همواره در تعارض و تضاد تاریخی قرار داشته است دریافتش ممکن است برای برخی دینمداران قدری مشکل باشد. این موضوع مهم قطعا باید با بررسی تاریخی همراه باشد که درجای خود به آن پرداخته خواهد شد.  برای نتیجه گیری اما مختصرا  به توضیحاتی بسنده میکنیم. اگر سرانجام، در تاریخ اروپا حاکمیت دین مسیح  توانست در مسیر رفرم،  کاتولیسم را در مقابل پروتستانیسم در محدوه ای کوچک واتیکان به حصر بکشد تا رسالتی بیش از یک نقش فردی در عرصه اجتماعی نداشته و در مقابل اندیشه سیاسی  و علمی بشر  بتدریج مستحیل گردد، این فرآینداما  در ایران رخ نداده و  به بن بست رسیده است. از نظر تاریخی دلایل بسیاری برای اثبات این مهم وجود دارد اما اکنون  جبرا  بعنوان معضل روز کشور به آن نگاه میکنیم . برای همگان اهمیت مسئله در این است که حاکمیت دین اسلام تشیع  تا کنون در حوزه سیاسی کشور ما باقی مانده و خود را به تقابل با جامعه کشانده است. اکنون که این حاکمیت سیاسی  هم در مقابل ادیان  ( تسنن و ادیان دیگر) و هم بعنوان تضاد با فرهنگ ملی ایرانیان و هم  در ضدیت با دموکراسی و آزادیخواهی  قرار گرفته آیا ضرورت حل این تضاد در جامعه فرا نرسیده است؟
 اگر پذیرش و مقدس نمودن حاکمیت اسلام سیاسی توسط بانیان آن در گذشته و حال با ایجاد رعب و وحشت صورت گرفته است،  تقدس زدایی آن نیز از طریق خود  حاکمیت اسلام در جامعه با استفاده از همان شیوه انجام  شده است، در یک نگاه همه سویه  اکنون  میتوان بروشنی مشاهده نمود که دیگر نمیتوان  جهت کسب اعتبار برای  حاکمیت اسلامی  به علائق مذهبی توده ها بعنوان یک فاکتور اثباتی  تکیه کرد. حکومت اسلامی در آغاز انقلاب از تقدس گرایی مذهبی توده ها  بی نهایت بهره برداری کرده است، اما اکنون آزمون منفی آن در عرصه سیاسی جهت معکوس را میپیماید، یعنی فرو ریزش اعتبار و مشروعیت حاکمیت اسلام.  بنا بر این سوال مهم این است که اساسا حاکمیت اسلام  تشیع در کشور ما که ظرفیت اصلاح پذیری ندارد  با چه دلیل دیگری بجز تقدس گرایی رنگ باخته توده ای و تاریخ مشترک متعارض با فرهنگ سیاسی ایرانیان باید در قدرت بماند.؟                                                                                                                                                     هیچ عقل سلیمی لازم نیست که فردی درک کند تجربه حکومت دینی در ایران تکلیف تاریخی حکومتش را در اذهان عمومی ایرانیان روشن کرده است،  به دلیل سه دهه دروغ و غارت و جنایت حتی توده های عوام نیز راضی به  سیادت اسلام  نیستند. رویدادهای دوسال گدشته و جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران و حضور فعال اصلاح طلبان برای فشار بر نظام دینی نشان از یک واقعیت مسلم حکایت می کند،  اینکه حاکمیت دینی در این مخمصه سیاسی قادر به عقب نشینی نیست و بدرستی  میداند که با اصلاحات خود را از اریکه قدرت بزیر خواهد کشید. به عبارت روشن و شفاف روحانییت( خامنه ای)  که بانی اصلی و تاریخی تشیع و نگهبان حکومت اسلامی است  صحنه آرایی حذف خود را تدارک نمی بیند و خود را به آزمون اصلاحات و یا صندوق انتخابات نمیگذارد . این آن سخنی است که روحانیت و ولایت تلاش میکنند به اصلاح طلبان  و دیگران بفهمانند که پس از حذف روحانیت از مدار قدرت سیاسی، تمامی دلایل و شرایط لازم برای باقی ماندن  دین  در عرصه حکومتی را از بین برده اند. ولایت فقیه آخرین پل حکومت دینی است که با خراب کردن خود، راه حاکمیت اسلام  در ایران را برای همیشه  خواهد بست، مگر چیزی از آسمان غرب ظهور کند. اکنون بخشهایی از اصلاح طلبان که به  نتیجه  اصلاح ناپذیری حکومت رسیده اند  بسمت اپوزوسیون شدن چرخش کرده و یا در حال چرخش هستند و این موضوع مهمی است که  بارها  بر اجتناب ناپذیر بودن آن تاکید شده است
وحدت اضداد برای همیشه ممکن نیست، ادیان حکومتگرا در کنگره ملی جایی ندارند !                                                                                                                                                                 
 اما همانطوریکه ذکر آن رفت  حضور دین در عرصه های سیاسی بصورت تاریخی کلیت جامعه سیاسی ایران را در هر مقطع زمانی دچار تناقض و تعارض نموده است . ما در تاریخ معاصر کشور با واژهایی نظیر ملی- مذهبی روبرو بوده ایم.  بدیهی است که حضور قدرتمند دین در عرصه های حکومتی این تناقض سیاسی را تحمیل کرده است.  این دوگانگی، بازرگان اولین رئیس جمهور اسلامی را که یک فرد مذهبی اما ملی هم بود از دایره قدرت حاکمیت دینی خارج نمود.. تمامی کسانی که منتسب به ملی – مذهبی بوده اند  و در جهت آشتی پذیر نمودن ملی گرایی ایرانیان با اسلام گرایی، تلاش نموده اند  تا حکومت اسلامی را به جمهوری ملی- اسلامی یا دموکراتیک تبدیل کنند دچار شکست سختی شده اند و تنها حکومت اسلامی بود که حاکم گردید .این شکست به این معتاست که از نظر عملی دیگر نمیتوان دو مقوله سیاسی متضاد را در کنار همدیگر قرار داد. مباد روزی که تاریخ کشور ما شاهد دگر باره تکرار تاریخ باشد که از بغل آن اصلاح طلبان اسلامی- ملی سر برون آورند.
 اگرچه از گذشته و در تاریخ معاصر نیز همواره تلاشهایی در تغییر و یا رفرم دین  با موضوع سلطه شریعت اسلام در حوزه سیاسی شده است تا این مذهب و سلطه سیاسی از موقعیت تضاد به موقعیت یک جریان همسو ی اجتماعی تبدیل شودو در سطوح خارج از حوزه سیاسی و بصورت نظری از گذشته تا بحال  نیزتلاشهایی در حوزه دینی از زمان معتزله ، اقبال لاهوری ، سید جمالدین اسد آبادی،  بهبهانی نائینی، طبا طبایی، طالقانی ، شریعتی به غلط یا درست صورت گرفته است ، و  یا در چارچوب عمل  رفرم یا تلاش برای اصلاح  حکومت دینی توسط سروش، اصلاح طلبان در حکومت اسلامی و اصلاح طلبان غیر حکومتی ادامه یافته است ، اما بطور کلی هیچ توفیقی در اینکار صورت نگرفته است  و با تداوم قدرت حاکمیت سیاسی توسط روحانیت مطلقه در ایران  در بیش از سه دهه ، حاکمیت دینی  باردیگر دشمنی اش را با جامعه و فرهنگ ایرانیان یصورت عیان و علنی  نشان داده است . نا گفته نماند که سازمان مجاهدین خلق نیز یکی دیگر از مدعیان رفرم دین حکومتی به شیوه و قرائت خاص خود است.                                                                                                                            بر خلاف  بعضی تئوریهایی که دموکراسی را با حضور دین درحکومت نیز تعریف میکنند، در سه دهه گذشته تمامی شرایط ممکن برای اجرای چنین پروژ ه ای بویژه در ایران از بین رفته است، حتی دیگر اطلاح طلبان نیز رغبتی برای احیای دین در حکومت ندارند، بنا بر این آنچه اهمیت دارد این است که تضاد حاکمیت اسلام  با فرهنگ سیاسی ملی ایرانیان  باید حل شود ، وحدت اضداد برای همیشه ممکن نیست ، بلوک تضاد هم اکنون نیز در قالب بر خورد حکومت اسلامی با جامعه و فرهنگ ایرانیان ادامه دارد. عقلانیت  و تجربه تاریخی  حکم نمی کند که برای بار دیگر پروژه های ملی ایرانیان در حوزه حاکمیت  سیاسی با اسلام در هم آمیخته شود. پروژه کنگره ملی ایرانیان که مدتی است دایره بحث آن گشوده شده است با  اصول دموکراسی و پایه های سکولاریسم و حقوق بشر پیوند دارد و یر اساس همین ویزه گی است که نمی تواند خود را با نگرش های  حاکمیت اسلامی همساز کند. هرجریان اصلاح طلبی که در پروسه ریزش حکومت دینی به سوی  پروژه ملی حرکت می کند و در مسیر مطالبات دموکراسی خواهی ایرانیان قرار می گیرد باید به این شرط اساسی بیندیشد که سکولاریسم و جدایی دین از حکومت یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای جامعه سیاسی کشور ماست و باید با پذیرش آن بصورتی شفاف در پروسه عمل قرار گیرد. تشکیل کنگره ملی نیز بدون حضور نیروهای دموکراسی خواه در یک اتحاد و همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر و توافق بر سر مشترکات و مطالبات  جنبش ضد استبداد دینی امکان پذیر نیست. کنگره ملی ایرانیان دیگر نمی تواند به  تناقض بزرگ تاریخ کشور یعنی به کنگره  ملی – اسلامی بدل شود .